قوانین و تکامل هستی
انرژی - رویدادهای همزمان - قانون جذب - فیزیک کوآنتوم - کائنات
صفحه نخست        |        پروفایل مدیر وبلاگ        |        پست الکترونیک                     

آیا علم جدید منکر گفته های دین میشود؟

چرا دین با علم همواره به مخالفت پرداخته؟

کدام راست میگویند؟ دین یا علم؟

 

 

خب علیرغم همه پیشرفتهای علمی و مذهبی، هنوز هم مشکلات در این باره وجود دارد که انسان با دین به شکوفایی میرسد و یا با علم؟!

اگر خود من به شخصه بخواهم به این مسئله جواب دهم باید بگویم: من 100% با علم و 50% با دین موافقم. زیرا علم در زمان حال و نسبت به طرز فکر افراد در حال زندگی صحبت میکند ولی دین علیرغم تمامی پیشگویی های خود، در زمان و مکان خاص صحبت نموده است. البته این نکته را نباید فراموش کرد که دین چاره ای جز این نداشته. زیرا فهماندن چیزی به نام کائنات و انرژی به مردمان آن زمان بسیار سخت و شاید غیر ممکن بوده. برای مثال:

در همه ادیان گفته شده که انسان بد به جهنم رفته و انسان نیکوکار راهی بهشت میشود. خب این حرف کاملا درست و به جا گفته شده. ولی در ادامه ادیان توصیفی از بهشت و جهنم میکنند که شاید در زمان خود خیلی از انسانها را به سوی کامیابی هدایت کرده ولی در زمان حال و با طرز فکر کنونی انسانها کمی متفاوت است.

جهنم: جایی برای ستمگران. مواد سوزنده. آتش. تازیانه و ...

بهشت: جایی برای صالحان. هوری. درختان میوه و گلهای زیبا. طبیعت. نهر و ...

 

حال بیایید بهشت و جهنم را از زبان علم تفسیر کنیم.

علم روز و فیزیک کوآنتوم که با انرژِی ها سر و کار دارد، به ما میگوید که همه چیز در یک چرخه انرژی بنا شده. و این انرژی از بین نرفته و دوباره به این چرخه باز میگردد.

روشن ترین و سبک ترین انرژی، انرژی نور است و سنگین ترین و پست ترین انرژی، انرژی خاک میباشد. به همین دلیل انرژی های مثبت همواره در سطح بالاتری میباشند و انرژی های منفی در پایین ترین سطح ها.

وقتی شما انسانی مثبت باشید، پس از مزگ شما به سطح بالای انرژی رفته و با انرژی های مثبت در ارتباط هستید (که این میشود همان بهشت)

و اگر انسانی منفی باشید، پس از مرگ با انرژِ های منفی دم خور خواهید شد ( که این میشود همان جهنم)

همان طور که گفتم، ادیان قادر به توصیف انرژِی نبوده اند. پس به ناچار مجبور بودند شکلی از انرژِی مثبت (مثل درختان و میوه و ...) را برای توصیف بهشت اجرا کنند.

پس در اینجا نه دین اشتباه کرده و نه علم. هر دو یک حرف را میزنند. ولی هر کدام به زبان مردم زمان خود.

مثال دیگر: 

در ادیان گفته میشود که شما هر کاری انجام دهید همان کار به سمت خودتان باز خواهد گشت. یعنی از هر دری بدهید از همان در میگیرید

و در علم (قانون نیوتن) گفته میشود: هد عملی یک عکسالعملی دارد (قانون کارما)

 

خب این دو یکی است. چه به زبان دین و چه به زبان علم.

 

متاسفانه در تمام ادیان (یهودی - مسیحی - مسلمان و ...)، دین راهی برای به قدرت رسیدن و چپاول اموال مردم شد. افراد سودجو با ترساندن مردم از خشم خدا و پیغمبر، سعی در به خدمت گرفتن فکر و ذهن مردم کردند که موفق هم بودند.

مسیحیان به این نکته پی بردند و فهمیدند دین اجباری نیست و نباید برای زندگی مردم تصمیم بگیرد. همین شد که به تدریج حاکمان کلیساها رنگ باخته و باعث شد تمدن و فرهنگ جامعه پیشرفت کند و علم با به عرصه وجود بگذارد.

متاسفانه هنوز هم در جهان یهودیت و اسلام، همه کاره ادیان هستند و رهبران دینی برای مردمان تصمیم میگیرند. ولی بالاخره این دوران هم به پایان خواهد رسید و دیگر جایی به اسم جهان سوم وجود نخواهد داشت.

تعصب و پا فشاری مردم بر سنت ها و ادیان، همانند سّد بزرگی در مقابل پیشرفت تمدن و فرهنگ میشود.

ادیان به شما میگویند که برای مشکلات خود دست به دعا ببرید و شبانه روز از خدا طلب بخشش نمایید. این در حالیست که علم برای حل مشکلات به دنبال راهی میگردد تا همگان را از از این مشکلات رهایی دهد.

خود قضاوت کنید. کدام راه منطقی تر است؟

به عنوان مثال از شیعیان شروع میکنم:

شما کاری برای امرار معاش خود ندارید و به دنبال کار میگردید. شیعیان به شما میگویند که به فضای باز (مثل پارک) بروید و دو رکعت نماز برای امام زمان بخوانید تا برایتان کار فراهم شود!!!     آیا این با عقل و منطق جور در می آید؟

شما برای کسب کار میتوانید از خانه خارج شده و توسط آگهی های روزنامه، اینترنت، آشنایان و ... به دنبال کار بگردید. آیا نماز برای شما کار پیدا میکند؟

 

این مثال کاملا روشن میکند که انسانهای سودجو به اسم خدا حرفهایی را بیان میکنند که خود از هر کفری کفر تر است. آیا خدا این حرف را زده؟

 

این انسانها نه تنها با این کار انرژی منفی دریافت میکنند، بلکه باعث میشوند دیگران هم از ادیان فاصله گرفته و منفور آن شوند.

اگر شما درست به ادیان و علم نگاه کنید، متوجه خواهید شد که هر دو یک حرف را زده و برای رسیدن شما به کمال سخن میگویند. و اگر این دو با هم ادقام شوند میتوانند راهی نزدیک تر و بسیار سهل تر برای شما باز کنند.

 

حال شما چه یک دوستدار علم و چه عارف ادیان هستید، سعی کنید مثب بی اندیشید و مثبت انجام دهید. این راه رسیدن به انسانیت است.

موفق و پیروز باشید



موضوع مطلب : علم و دین / جنگ بین علم و مذهب

ارسال شده در: شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩ :: ٢:٢٧ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد رجائی

http://up.iranblog.com/Files/c759482b75534f998fcc.jpg

و من دیدم که چگونه نخستین پدیده در جهان هستی بوجود آمد. این پدیده یک ماده جامد نبود، بلکه فقط انرژی بود که در سطح معینی جنبش کرد. نخست این پدیده به ساده ترین شکل در حال نوسان بود. به شکل عنصری به نام هیدروژن، یعنی تنها عنصری که در عالم هستی وجود داشت.

من دیدم که اتمهای هیدروژن جذب یکدیگر شدند، مثل این بود که اصل حاکم یعنی اصل محرک این انرژی، آن بود که حالتی پیچیده تر آغاز شود. وقتی تعداد ذرات هیدروژن به تعداد معینی رسیدند، بر حرارتشان افزوده شد و احتراق صورت گرفت و ستاره ها بوجود آمدند و در این احتراق هیدروژن ها به هم پیوستند و به سوی سطح بالاتری از جنبش جهش کردند و عنصری به نام هلیوم را پدید آوردند.

پس از زمان طولانی نخستین ستاره ها متلاشی شده و باقیمانده هیدروژن و هلیوم تازه بوجود آمده را، در جهان هستی پراکنده کردند. و دوباره همان مراحل تکرار شد.

هیدروژن و هلیوم جذب یکدیگر شدند تا اینکه حرارت به حد کافی بالا رفت و ستاره های جدیدی را بوجود آورد. سپس اتمهای هلیوم با هم ترکیب شدند و لیتیوم را بوجود آوردند که در سطح بالاتری نوسان داشت.

به همین ترتیب هر مجموعه جدیدی از ستارگان عنصری را بوجود می آورد تا زمانی که طیف گسترده این پدیده ها - عناصر اولیه شیمیایی - تشکیل و در همه جا پراکنده شدند. این پدیده از هیدروژن که از ساده ترین نوع انرژی بود به طرف کربن که در سطح بسیار بالایی نوسان داشت تکامل یافت. حالا زمینه برای مرحله بعدی کاملا آماده بود.

تا زمانی که خورشید شکل گرفت. مجموعه ذرات این عناصر در مداری گرد خورشید قرار گرفتند و یکی از آنها یعنی زمین تمامی عناصر بوجود آمده از جمله کربن را در خود جای داد. هنگامی که زمین سرد شد، گازها بصورت توده ای مواد مذاب بودند و به سطح زمین آمدند، با هم ترکیب شدند و بخار آب را بوجود آوردند. سپس باران های شدیدی شروع به باریدن کرد و اقیانوسها را در زمین های خشک بوجود آورد. زمانی که بیشترین سطح زمین را آب فرا گرفت آسمانها پدیدار شدند و خورشید درخشان زمین را با نور، حرارت و تششعات خود گرما بخشید.

در حوضچه های کم عمق و گودالها، پدیده ها از سطح کربن به سطح بسیار پیچیده تری رسید، جنبشی که آمینواسیدها را نمایان ساخت. اما برای نخستین بار این سطح جنبش پایدار نماند. این پدیده برای حفظ جنبش خود، باید پیوسته پدیده دیگری را در خود جذب و تغذیه می کرد. " و بدین ترتیب حیات، یعنی مرحله جدید تکامل بوجود آمد. "

زمانی که حیات منحصر به زندگی آبزیان بود متوجه شدم که بر ٢ گونه متفاوت است.

گروه اول گیاهان بودند که با استفاده از مواد معدنی به زندگی خود ادامه میدادند. گیاهان این عناصر را با استفاده از جذب دی اکسید کربن به مواد غذایی تبدیل میکردند. برای نخستین بار این گیاهان بودند که اکسیژن را رها میکردند. زندگی گیاهی به سرعت در اقیانوسها و سر انجام بر روی زمین گسترش یافت.

گروه دوم جانوران بودند که تنها مواد آلی را به منظور حفظ جنبش خود جذب میکردند. جانوران تا سالیان دراز به ماهیان اقیانوسها محدود بودند. زمانی که گیاهان اکسیژن کافی را وارد جو کردند، آنها سفر طولانی و سخت خود را به زمین آغاز کردند.

دوزیستانی که تازه از آب بیرون آمده بودند، از شش ها برای تنفس هوای تازه استفاده کردند. سپس این پدیده به صورت خزنده ها تکامل پیدا کرد و بدین ترتیب دوره طولانی زندگی دایناسورها آغاز شد. سپس نوبت پستانداران خونگرم بود و آنها سطح زمین را فرا گرفتند.

سر انجام تکامل پایان یافت و در نقطه اوج آن، بشر پا به عرصه وجود گذارد.

من تمامی مراحل تکامل که با برنامه ریزی بسیار منظم پیش میرفت را دیدم.

" تکامل در جهان هستی از ابتدا به طریقی با وقوع رویدادهای همزمان اتفاق افتاد. "

بر گرفته از کتاب:  پیشگویی آسمانی - جیمز ردفیلد

 

تمامی عناصر و موجودات از این رویدادهای همزمان آگاه بودند و هر یک برای تکامل هستی کاری را انجام میدادند. ولی انسان چه؟

براستی که اگر ما هم از رویدادهای همزمان مطلع باشیم میتوانیم به جنبش و تکامل هستی کمک کنیم

 



موضوع مطلب : حرف اول / تکامل و پیدایش هستی

ارسال شده در: جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ :: ٥:۱۸ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد رجائی

http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures5/641_37.jpg

خب با توجه به گفته های قبل، فهمیدیم که همه ما از یک هسته انرژی بوجود آمدیم و همه جهانیان در این تکامل شرکت کرده تا به اینجا رسیدیم.

کمی بر میگردم به عقب و به زمانی که بشر پا به عرصه وجود نهاد.

انسان تنها موجودیست بر روی زمین که از قدرت ذهن و فکر برخورداره. و شاید همین مسئله باعث دوری ما از موج کائنات (منبع انرژی) شد. انسان همانند دیگر موجودات عمل نکرد و منجر تا شد از منبع انرژی فاصله گرفته و از راه های دیگر انرژی خود را فراهم آورد.

این موج انرژی همواره در کل هستی جریان دارد و طبق گفته نیوتن هیچ گاه از بین نمیرود. بلکه از جسمی به جسم دیگر انتقال میابد.

هر چیزی در این دنیا از انرژی ساخته شده و در جریانی نوسان میکند و فرکانس خاص خود را دارا میباشد. به همین منظور است که وقتی شما به یک نقاشی نگاه میکنید و یا به یک ترانه گوش فرا میدهید و یا .... احساس شادابی میکنید. ولی بعضی اوقات است که شما با شنیدن آن ترانه به وجد آمده و احساس میکنید دوست دارید به هوا بپرید!!!

دلیل این امر اینست که فرکانس آن ترانه با فرکانس شما در یک رنج قرار داشته و باعث شده شما بتوانید از آن ترانه انرژی دریافت کنید.

جدا شدن انسان از منبع انرژی باعث شد تا ما نتوانیم به دیدن انرژی ها ادامه دهیم.

مثلا بالاترین انرژی به رنگ بنفش و پایین ترین انرژی به رنگ قرمز است (البته در نورها)

که ما بالاتر از بنفش را نمیتوانیم روئیت کنیم (ماوراء بنفش) و همچنین قادر به دیدن پایین تر از قرمز هم نیستیم ( مادون قرمز )

در صورتی که اگر بر روی ادراک درونی و اتصال دوباره به منبع انرژی کار کنیم، خواهیم توانست باز هم به دنیای کائنات برگردیم. همانطور که بیشتر عرفا و فلاسفه به این مهم دست پیدا کرده و در طی این سالیان دراز قصد داشتند تا ما را به این گوهر گرانبها نزدیک کنند. ولی مشغله فکری و کاری انسانها باعث میشود نتوانند به این مبحث پرداخته و خود را آماده پذیرایی از کائنات نمایند.

زیاد از صورت مسئله فاصله گرفتیم. بر گردیم سر بحث انرژی

بالاترین درجه انرژی نور است و به همین علت میتواند با بالاترین سرعت حرکت کند. و پایینترین درجه انرژی متعلق به خاک است. در بسیاری از ادیان بحث در مورد بهشت و جهنم باز میشود. حال من این قضیه را برای شما توضیح میدهم.

وقتی شما انسانی مثبت بوده و همواره از انرژی های منفی فاصله داشته باشید، خواهید توانست انرژی های مثبت دیگر را دریافت کنید. و بالعکس. اگر شما منفی باشید قادر به دریافت انرژی های مثبت نبوده و انرژی های منفی بیشتری را جذب میکنید.

و قصه از لحظه مرگ آغاز میشود. وقتی آدمی جان خود را از دست بدهد روح او که انرژی خالص است به موج انرژی کائناتی برگشته و جسم او باقی میماند.

وقتی روح به منبع انرژی برگشت، اگر مثبت بوده باشد میتواند از قدرت سبکی و نورانی خود استفاده کرده و با انرژی های مثبت دیگر هم طراز شود و در بلندترین نقطه ها قرار گیرد (که این میشود همان بهشت)  و اگر روح منفی باشد به درجه پست ترین رتبه که خاک و آتش است بر میگردد و قدرت ترکیب و استفاده از انرژی های مثبت را ندارد ( که این میشود همان جهنم)

همانطور که میدانید از قدیم هم گفته شده که بهشت و جهنم را خود انسان برای خود میسازد. در گذشته چون بشر قادر به درک مبحث انرژی و کائنات نبود پیامبران و رهبران دینی مجبور بودند به گونه ای برای آنها تعریف کنند که بتوانند درک کنند.

به همین علت جهنم را جایی پر آتش و سوزنده توصیف نموده و از بهشت جایی پر از سبزی و خرمی و شادابی یاد کردند.

بله. من نه منکر ادیان هستم و نه حرفهای آنان را به طور کل تایید میکنم.

کاتولیک ها اعتقاد دارند که مسیح به صلیب کشیده نشده و یک شب قبل از ادام خود، به آسمان باز گشته و هنوز زنده است. خب این بیان که هنوز زنده است شاید در دید اول منطقی نباشد ولی در دید متافیزیک گفته میشود که تمامی مردگان زنده هستند و در موج انرژی قرار دارند. و اینکه مسیح پرواز کرده و به آسمان رفته، من خود این موضوع را به عنوان معجزه اصلا قبول ندارم ولی اینکه پرواز کرده را قبول دارم!! چرا؟ به این علت که اگر انسان بتواند از جهان پیرامون خود انرژی دریافت کرده و انرژی را منتقل کند میتواند انرژی زیاد بدست آورده و همانند نور سبک شود و حتی میتواند با گرفتن بیش از حد انرژی از دید دیگر انسانها خارج شود. مانند ارواح

حیوانات چون از منبع انرژی جدا نشده و همواره مسیر تکامل را طی میکنند قادر به دیدن هر انرژی در هستی هستند. چنانچه میدانید حیوانات قادر به دیدن ارواح هم هستند.

 

تا این زمان سوالات زیادی مطرح بود که متاسفانه رهبران دینی سعی کردند برای تبلیغ دین خود و بدست آوردن مقام، مردم را گمراه کنند و برای هر سوال جوابی از کتب آسمانی بیان میکردند. در صورتی که ادیان همه یک راه را ئنبال کرده و همه میخواستند انسان را به منبع انرژی متصل کنند.

وقتی شما از صمیم قلب به یک درخت عشق بورزید و سعی کنید از آن انرژی دریافت کنید، مطمئن باشید که دریافت میکنید. که به این قضیه قانون شفا گفته میشود.

در هند خیلی از عرفا به گاو اعتقاد داشتند و انرژی خود را از آن گاو میگرفتند ولی به دلیل مقام طلبی رهبران دینی، آنها گاو پرست لقب گرفتند و مشرک حساب میشدند!!

حتما شما هم داستان سنگی را که به کودک اعتماد به نفس میداد شنیدید. آن سنگ فقط سنگ بود ولی چون آن کودک از صمیم قلب به آن سنگ اعتقاد داشت پس انرژی را از آن میگرفت.  خیلی از افراد بشر به درخت پارچه ای میبندند و میگویند آن درخت آنها را شفا داده. بله درسته. واقعا آن درخت شفا داده. چون آنها اعتقاد داشتند که میتوانند از آن درخت شفا بگیرند و با کسب انرژی شفا گرفتند.

حال یکی به امامزاده اعتقاد دارد و یکی به گربه. فرقی نمیکند. از هر چیزی که بخواهید و البته بخواهید، حتما انرژی دریافت میکنید.

خیلی وقتها شده که شما در خواب میبینید که پرواز میکنید و یا پشت پیانو نشسته و زیبایی مینوازید و یا امثال آینها. در صورتی که شما هیچ وقت دست به پیانو نزده اید و یا بالی برای پرواز ندارید. خب منظور از این خواب چیست؟

شما قادر به انجام هر کاری هستید و فقط احتیاج به تمرین دارد.

مگس پرواز میکند پس چرا ما نمیتوانیم؟ مگر اشرف المخلوقات نیستیم؟

شما اولین باری را که برای رانندگی پشت فرمان ماشین نشستید را به خاطر بیاورید. آن زمان شما اول به فکر خلاص بودن دنده بودید. بعد به خود میگفتید که حالا باید پای خود را روی کلاج گذاشته و دنده را عوض کنم و به آرامی پای خود را بردارم و حرکت...

اما آیا الان هم به این چیزها فکر میکنید؟ غیر ازین است که شما تا پشت ماشین مینشینید تمامی این کارها را ناخودآگاه انجام میدهید؟

چرا؟ چون رانندگی کردن در ضمیر ناخودآگاه شما قرار گرفته و شما دیگر به آن فکر نمیکنید. برای هر کاری باید به همین منوال تمرین نمود تا آن کار به ضمیر ناخودآگاهتان برود. و از آن پس دیگر احتیاجی به فکر کردن نیست. چون به صورت خودکار انجام میشود.

شما اگر بتوانید انرژی زیادی را دریافت کنید بی شک از شدت سبکی پرواز خواهید کرد. گویی که بیشتر مرتازان هندی این کار را میکنند. اگر شما جذب انرژی را تمرین کنید بدون شک به چیزهایی دست پیدا خواهید کرد که دیگر به فکر هیچ کار و مشغولیتی نیستید.

 

نکته بسیار مهم در مورد این انرژی ها و انسان نمادینه کردن چاکرا هاست (chakra)

بدن انسان از 7 چاکرا بهره مند است که هر یک از این 7 چاکرا، قادر به دریافت نوعی از انرژی هستند.

هر چیزی، هر موجودی، هر گیاهی و ... از انرژی تشکیل شده و این انرژِ در اطراف آن دیده میشود. که به این محدوده انرژی، هاله نورانی (Aura) گفته میشود. این هاله با کم و زیاد شدن و تغییرات حسی مانند خوشحالی و ناراحتی و ... تغییر رنگ و حجم میدهد.

بدن انسان 7 لایه هاله نورانی را شامل میشود و هر یک از این لایه ها نشانگر انرژی خاصی هستند. مثلا اگر شخصی خوشحال باشد این هاله بزرگتر، شفاف تر و به رنگ سبز و نارنجی در می آید. و وقتی ناراحت باشد این هاله کدرتر، کوچکتر و به رنگ قرمز و قهوه ای در خواهد آمد.

در مورد چاکراه ها و هاله نورانی در بحث های بعدی بصورت مفصل صحبت خواهیم کرد.

نمونه عکسهایی از هاله و چاکراه ها:

 

http://www.clairvoyanthealing.com/kundalanichakras/aura1.jpg

 



موضوع مطلب : منبع انرژی / کائنات

ارسال شده در: پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩ :: ٩:٤٩ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد رجائی

فکر میکنم بیشتر شما عزیزان فیلم راز را دیده و یا کتاب آنرا خوانده باشید. اگر تا الان این فیلم را ندیده اید حتما در اصرع وقت به یکی از مراکز توضیع سی دی مراجعه و نسخه اول این فیلم مستند را تهیه کنید. این فیلم تنها 1 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت ولی دنیایی متفاوت را برای شما میگشاید.

 

یکی از مهمترین راه ها برای تکامل در جهان هستی مبحث رویدادهای همزمان است.

حتما برای شما هم اتفاق افتاده که به یکی از دوستان خود فکر میکنید و همان روز او را میبینید. و یا به دنبال کاری میگردید و آن کار بصورت کاملا اتفاقی به شما پیشنهاد میشود.

بیشتر دانشمندان معاصر این اتفاق را به اشتباه حس ششم تعبیر میکردند. یعنی بر این عقیده بوده اند که چون آن فرد یا کار به سمت شما می آمده شما توسط حس ششم خود از این واقعه مطلع می شدید. ولی در حال حاضر علم بشر به نقطه ای رسیده که برای این اتفاقات تعابیر دیگری را بیان میکند. این اتفاقات حس هفتم (قدرت ذهن) هستند. دانشمندان بر این عقیده اند که چون شما به آن فرد یا آن کار فکر میکردید به وسیله حس هفتم خود او را به سمت خود کشانده اید.

قدرت ذهن انسان بسیار قوی تر از قدرت جسمانی اوست. دانشمندان طی آزمایشاتی به این نتیجه رسیده اند که ذهن بشر میتواند او را به حرکت در آورد حتی اگر جسم او تکان نخورد !!

در دانشگاه پزشکی انگلیس، تعدادی از ورزشکاران دعوت شدند تا دانشمندان بر روی آنها آزمایشات اولیه را انجام دهند. این ورزشکاران در اتاقی قرار گرفته و به آنها نوارهای مغذی متصل شد. از آنها خواستند تا تمرکز کنند و بعد از رسیدن به آرامش کافی، در فکر خود، ورزش مورد علاقه خود را انجام دهند.

" باور نکردنی بود که بعد از مدت زمانی سلولها و عضلات آنها منبسط و منقبض میشد و به همان اندازه احساس خستگی در آنها مشاهده شد و حتی سوخت و سوز بدن آنها هم به نوعی بود که انگار واقعا در حال دویدن بوده اند. "

در آزمایشگاهی در ایالات متحده، دانشمندان، دو باغچه با یک خاک و یک میزان نور را تهیه کردند. در آنها لوبیا کاشته شد. تعدادی از دانشمندان روزانه توجه خود را به یکی از باغچه ها معطوف میکردند و سعی میکردند انرژی خود را به گیاهان آن باغچه منتقل کنند. بعد از گذشت 2 ماه، لوبیا های بار آمده در باغچه چند برابر بیشتر از باغچه دیگر رشد کرده و حتی مواد معدنی و ارزش غذایی آنها به مراتب بیشتر از باغچه مجاور بود.

این آزمایشات دلیلی محکم از قدرت ذهن انسان دارد.

همانطور که در مبحث اول یعنی " تکامل و پیدایش هستی " بیان شد، همه فهمیدیم که این جهان توسط نیرویی قوی بهمراه برنامه ریزی منظم و دقیق بر پا شده و تمام جهانیان (و متاسفانه به غیر از بشر) از رویدادهای همزمان برای تکامل استفاده نموده اند.

هدف تمامی جهانیان تا قبل از پیدایش بشر، همین تکامل بوده و آنها توسط رویدادهای همزمان از چگونگی انجام کار مطلع میشدند.

اما در حال حاضر سوال این است: هدف و وظیفه ما در این تکامل چیست؟

آیا ما فقط به این خاطر به این جهان پا گزاردیم تا از ادامه تکامل جلوگیری کنیم؟ ما چقدر برای جهان پیرامون خود مفید هستیم؟

همه ما از قدیم الایام شنیده ایم که میگویند: از تو حرکت و از خدا برکت

منظور از این جمله چیست؟

وقتی ما به ادراک درونی خود پی ببریم و متوجه هدف خود در این دنیا شویم ناخواسته رویدادهای همزمان به وقوع میپیوندند تا ما را به مسیری که باید در آن باشیم هدایت کنند. البته این رویدادها روزانه چندین مرتبه بصورت خواب ، الهام ، فکر و یا ملاقاتها به ما فرستاده میشود. ولی ما با عادت بد خود آنها را پس میزنیم و به کار و عقیده خود عمل میکنیم. وقتی شما به فکر درک این رویدادها بی افتید تازه متوجه ازدیاد آنها خواهید شد.

قضیه به این منوال پیش میرود:

شما به خود و هدف پیدایش و وظیفه خود در این جهان فکر میکنید. اما نمیدانید چه کاری باید انجام دهید و چگونه مفید باشید. آنجاست که رویدادهای همزمان خود را نشان میدهند. و مسیر شما را مشخص میکنند. به عنوان مثال:

من پس از عوض کردن کارهای متعدد مدتی بود که بیکار بودم و در خانه تنها مطالعه میکردم ولی نداشتن منبع درآمد مرا اذیت میکرد. دوست داشتم کاری در رابطه با همین کامپیوتر داشته باشم. اما هنوز منتظر بودم تا گذر زمان همه چیز را برای من حل کند! بعد از گذشت 1 ماه خیلی خسته شده بودم. حوصله ام سر میرفت و سر خودم را با گشتن در اینترنت سپری میکردم. در جستجو در اینترنت سایت کاملا ساده ای دیدم و حدود 2-3 ساعت در آن سایت مشغول تفریح بودم. شخصی به من پیشنهاد بازی آنلاین در آن سایت را کرد. بعد از گذشت 2-3 ساعت دیگر، از او نامش را پرسجو کردم. او خودش را معرفی کرد و این نام به نظرم آشنا آمد. بعد من خودم را معرفی کردم و این شد که فهمیدم آن شخص از دوستان دوران دبیرستان من بود. شماره گرفته و با او تماس گرفتم. بعد از کلی خوش و بش، او فهمید که من از چیزی ناراحتم. من داستان بی کار بودن خود را برای او بازگو کردم. بعد از شنیدن حرفهای من شماره ای دیگر به من داد و گفت که شاید این شخص بتواند به من کمک رساند. من با آن شخص تماس گرفتم و برای مصاحبه با او، در حال رفتن به شرکتش بودم. ولی میدانستم این هم فایده ای ندارد. اما در دل احساس میکردم باید به این مسیر می آمدم. در تاکسی و در مسیر حرکت به سمت شرکت بودم که دوست دیگری را دیدم که نزدیک به 3 سال بود با هم تماسی نداشتیم. او از من پرسید به کجا میروم و من هم پاسخ دادم. او گفت که به تازگی شرکتی تاسیس کرده و میخواهد از اطلاعات من در زمینه شبکه استفاده کند و حقوق خوبی هم به من پیشنهاد کرد!!

نتیجه: آیا میشود اسم تمامی این رویدادها را فقط اتفاق گذاشت؟ مگر چقدر اتفاق ساده در زندگی رخ میدهد؟

از آن پس بود که من فهمیدم:   اگر بخواهم میشود!  اگر طلب کنم میگیرم.

ما همواره با رویدادهای همزمان برخورد داریم. ولی باید یاد بگیریم چگونه از آنها استقبال کنیم. این اتفاقات ما را به سوی روشنی و هدف میبرد. حال آن هدف خوب باشد یا بد.  کار رویدادهای همزمان این است که تو را بسوی هدفت راهنمایی کند. کائنات کاری ندارد که تو هدفت چیست. فقط تو را به هدفت میرساند.

اما....

اگر ما بخواهیم از هدف اصلی و وظیفه خود در قبال این جهان آگاه شویم، کائنات ما را به سوی تکامل پیش خواهد برد و کاری را که وظیفه اصلی ما بوده، از طرف کائنات به ما پیشنهاد میشود.

به گذشته بنگرید. ماهیها هم نمی دانستند چگونه باید از آب خارج و به دوزیستی برسند. اما کائنات مقدمات حضور آنها (اکسیژن) بر روی زمین را توسط گیاهان فراهم نمود.

یکی از رازهایی که کائنات به ما می آموزد استقبال از این رویدادهاست. کائنات میگوید شما با هر کسی که برخورد میکنید یک پیامی برای هم دارید. باید آن پیام را دریافت کرده و به آن دقت کنید. اگر شما خوابی میبینید باید آنرا با زندگی روزمره و هدف کنونی خود مطابقت داده تا به جواب سوالاتتان برسید.

من یک هفته ای بود که در شرایط نابسامانی بودم. زندگیم برایم روشن نبود.  بعد از خواندن دوباره کتاب پیشگویی آسمانی، به فکر افتادم تا یکی دیگر از کتابهای جیمز ردفیلد (بصیرت دهم) را خریداری کنم. هفته پیش خوابی دیدم که برایم کمی مبهم بود. من سوار بر ماشینی بودم و در هنگام رانندگی به خواب فرو رفته و به جایی سقوط کردم. این خواب خیلی ذهن مرا مشغول خود کرده بود. تا دیروز که برای خریدن کتاب به کتابخانه رفتم. برای پرداخت کتاب به صندوق رفتم. در عین ناباوری کتاب بسیار بسیار کوچکی پشت سر صندوقدار دیدم که در مورد تعبیر خواب بود. مثلا نوشته بود اگر خواب اردک دیدید فلان میشود و یا خواب ستاره دیدید بهمان میشود. دقت کردم و دیدم موضوعات بر حسب حروف الفبا قرار گرفته. به دنبال کلمه سقوط میگشتم ولی بعید میدانستم در آن کتاب کوچک در باره سقوط حرفی زده باشد.

به قسمت سین رفتم و کلمه سقوط را دیدم. تعبیر آن:

پایان یافتن مشکلات و مسطح شدن زندگی !!!!

فکر خرید کتاب یک رویداد و نگاه بی مورد من به آن کتاب کوچک رویداد همزمان دیگری بود. این مهم نبود که من از شنیدن دور شدن مشکلات خوشحال شدم، بلکه نکته مهم این بود که من سوالی در مورد آن خواب در ذهن داشتم که کائنات توسط رویدادهای همزمان مرا به سوی پاسخ آن سوق داد.

ولی خب اگر من فکر خرید کتاب را از سرم دور میکردم هیچ وقت پاسخ سوالم را نمیگرفتم.

و خوشحالم که من هوشیار بودم و توانستم از رویداد همزمان استقبال کنم.

 



موضوع مطلب : رویدادهای همزمان / قدرت ذهن

ارسال شده در: چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ :: ٧:٠۱ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد رجائی

دکتر ماسارو ایموتو محقق ژاپنی با انتشار یافته‌های تحقیقات خود مدعی شد که مولکول‌های آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیست‌شناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بربررسی نمونه‌های فراوانی از کریستال‌های منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.
کتاب ایشان  با عنوان های مختلفی چون:
"The messages from water"در چندین جلد منتشر شده است.
ایشان در اغلب کشور های دنیا سمینارها وکنفرانس هایی با این پیام داشته ودارند.

پروفسور «ایموتو»‌ معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر می‌گذارد.
این دانشمند ژاپنی که فارغ‌التحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نام IHM در ژاپن است که امورتحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام می‌دهد.
دکتر ایموتو معتقد است که همانطور که شکل ظاهری آب نسبت به ظرف ها ومکان هایی که در آن قرار می گیرد تغییرمی کند. شکل مولکولی آب هم نسبت به محیط و شرایط پیرامونی خودش تغییر می کند.
آب هایی که راکد هستند مانند آب پشت سد ها وآب دریاچه ها بدلیل عدم پویایی وحرکت از لحاظ نمای مولکولی زشت وکریه هستند.
همچنین آب هایی مانند آب رودخانه ها با وجود جاری بودن وسیلان داشتند بدلیل اینکه ازمیان شهرها می گذرند واکثرمردم دارای افکا رمنفی هستند نمای زشتی پیدا می کنند.
بزرگترین دریاچه در مرکز ژاپن "دریاچه بیواکو" است. چون آب دریاچه راکد است وایستاده، همین سکون وایستادن باعث می‌شود مولکولهای آب زشت شوند. هرگونه سکون باعث زشتی آب می شود.


( دریاچه بیواکو)


تصویری از مولکولهای آب "رودخانه یودو"، چون آب این رودخانه ازمیان شهرها می گذرد وبدلیل طیف غالب منفی آدم ها نمای مولکولی آب به این شکل درآمده است.



(رودخانه یودو)


آب هایی که تازه از دل کوه بیرون می آیند بدلیل اینکه در معرض افکار منفی قرار نگرفته اند نمای مولکولی خود را حفظ کرده اند.این عکس دقیقا مربوط به زمانی است که آب چشمه از دل کوه بیرون می آید.



چشمه سانبو ائجی (رودخانه سانبو ائجی)


              
            چشمه سای چو (رودخانه سای چو)                    چشمه شیمانتو

دکتر ایموتو آزمایشهای خود را به مکانهای خاصی محدود نکرده  وآنها را با آب های مختلف ،در کشور های مختلف انجام دادند. این عکس مربوط به رودخانه لوردز در فرانسه می باشد.



چشمه لوردز (رودخانه لوردز)


تاثیر دعا:دکتر ایموتو از عده ای خواستند که در کنار سد فوجی وارا بایستند ودعا بخوانند وآب را قبل وبعد ازدعا  آزمایش کردند.


                
                (سد فوجی وارا قبل از دعا)                (سد فوجی وارا  بعد از دعا)

 

دکتر ایموتو معتقد است که خلوص نیت در دعا بسیار مهم است مانند داستان حضرت موسی زمانی که قومش برای بارش باران دعا می کردند و به موسی وحی شد که در میان شما گناهکاری است که مانع از بارش باران می شود.


 
  (دریاچه برزیل بعد از دعا)

آب مصرفی بشدت بی قواره وزشت است. چون ازمیان شهرها وروستا می گذرد و مردم مملو از فکر منفی هستند.



(آب لوله کشی شهر)


ایموتو معتقد است که دعا از راه دور هم موثر است. ایشان از 500 نفر از استاد مسائل معنوی خواستند که در روز معین ودر ساعت مشخصی برای لیوان آبی که روی میزشان گذاشته اند دعا کنند.تصویر مقابل مربوط به یک لیوان آب لوله کشی شهربعد از دعا 500نفرازاین اساتید می باشد.



( آب لوله کشی بعد از دعا)


آقای ایموتو بر روی تاثیرموسیقی روی آب هم کار کردند. برای آب موسیقی های مختلفی پخش می کردند و واکنش مولکولی آب را بررسی می کردند.


                   
                 (آهنگ پاستورال بتهوون)                      رقص سنتی ژاپنی(کاواچی )

بلور آبی که در معرض موسیقی شفابخش "Hado"  قرار گرفته است.



آب نه تنها از رفتار وافکار ما تاثیر می پذیرد بلکه نسبت به نوشته هانیز واکنش نشان می دهد. ایموتو با چسباندن برچسب هایی روی بطری ها ی آب واکنش آب را بررسی می کرد.



(روی بطری نوشتند آدولف هیتلر)


  



(آب با برچسب “مادر “)


ایموتو معتقد است که اگربا آب با زبانهای مختلف برخورد کنیم در مقابل همه کلمه‌های مثبت واکنش آب زیبا ودر مقابل همه کلمه های منفی واکنش آب زشت خواهد بود.

      

  (متشکرم به زبان ژاپنی“هاری گاتو” )

واکنش اب نسبت به جملات دستوری خوب نیست.


               
            (خودت رو دوست داشته باش )               (حالم را بهم می زنی، می کشمت)


دکتر ایموتو آب را در کنار گلها قرارداد ومتوجه شد که مولکولهای آب خود را به شکل گلها در می آورند.
بنابراین احساس نشاط وشادمانی وانرژی که انسان از طبیعت می گیرد بدلیل اینست که مولکولهای بدن ما خود را به شکل طبیعت در می آورند.



در ایران هم خانم حمیده بی طرف با طرح شهادت آب توانست در جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب نماید.ایشان آزمایشات خود را روی سایر پدیده‌ها نیزآزمایش نموده اند.



حال که:
                    تا 70% کره زمین را آب تشکیل می دهد.


                    تا 60% وزن بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد.


                    تا 70% وزن ماهیچه‌های انسان را آب تشکیل می‌دهد.


                    تا 80% خون انسان را آب تشکیل می‌دهد.


                    و 90% ریه‌های انسان را آب تشکیل می‌دهد.

 

وقتی قدرت صحبت و فکر شما این چنین روی آب تاثیر میگذارد، ببینید فکر شما با بدن خودتان چه کار خواهد کرد

شما به آب انرژی مثبت منتقل میکنید و همین امر باعث عکس العمل از طرف آب شده و ارژی مثبت را به سوی شما بر میگرداند. حتی شما با نوشیدن آن آب هم میتوانید انرژی مثبت را به بدن خود منتقل نمایید.

و این مسائل تنها در مورد آب نیست. شما در این هستی به هر چیزی میتوانید انرژی مثبت منتقل کرده و از آن انرژی مثبت دریافت نمائید.

شما از همین الان میتوانید شروع کنید. قبل از نوشیدن آب، بگویید که دوستش دارید و از آن متشکرید.  قبل از خواب با هوای اتاق خود صحبت کنید. از تختخواب و بالش خود تشکر کنید. به خود بگویید که خودتان را دوست دارید. از نوری که باعث روشن شدن اتاق شما میگردد تشکر کنید. مطمئن باشید این اجسام و مواد به صحبتهای شما گوش میدهند و از خود عکس العمل نشان میدهند. و انرژی مثبت را به شما بر میگردانند.

دنیایی مثبت و فکری مثبت اندیش بسازید و از آن لذت ببرید



موضوع مطلب : شهادت آب / ماسارو ایموتو / آب و فکر

ارسال شده در: یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ :: ۱:٤٢ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد رجائی

به دلیل اینکه دوستان نتونستن این فیلم رو پیدا کنن، گشتم و ارزون ترین رو برای شما پیدا کردم تا خرید پستی بزنید.

به خدا اینا تو جیب من نمیره بلکه من فقط محصول شرکتهای دیگرو به شما پیشنهاد میکنم. و فقط به این دلیل که وقت رو از دست ندید و زودتر این فیلم رو ببینید.

 

مستند راز

این فیلم رو حتما باید ببینید. وقتی خیلی تاکید میکنم یعنی خیلی مهمه

این فیلم دید شما رو به دنیای کائنات و رازهای اون باز میکنه.

رازی که به شما میگه: هر چی بخوای همون میشه و به هر چی بخوای میرسی !

قیمتش ٣٠٠٠ تومانه

 

****************************************************

 

 



موضوع مطلب : فیلم راز / خرید پستی فیلم

ارسال شده در: یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸ :: ۳:۳٠ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد رجائی
درباره وبلاگ
فرزاد رجائی
سلام ای انسان. به وبلاگ من خوش اومدی. من سعی میکنم مطالب و تجربیات خودم رو براتون بنویسم و منتظر جواب شما هستم تا همه به درک بهتر مطالب بپردازیم. میدونم که بصورت اتفاقی و بدون هیچ دعوتی پا به این وبلاگ گذاشتی. پس بخون و درک کن و پیامت رو بگیر...
RSS Feed